نهم شهریور...
بعضی از ادما چه بخوان چه نخوان دوست داشتنی اند , قابل احترام و باارزش فقط ای کاش اینجور ادما خودشونو دریغ نکنن از اونایی که میدونن چقدر دلتنگشون میشن وقتی نیستن..این دنیا گاهی وقتا اینقدر بزرگ میشه که ادمها رو از هم دور و دورتر میکنه و گاهی اینقدر کوچیک که چیزی ک توقعشو نداری رو می بینی...و همه چیز فقط به خواست خداست که قادر مطلقه..
از وقتی بچه بودم همیشه ادما رو دو دسته میدونستم خوب ها و بدها
چقدر زندگی لذتبخش میشه وقتی که همه خوبها اطرافتو احاطه کنند..امروز زادروز یکی از همین خوبهاست کسی که بی نهایت برام عزیزه و حاضر نیستم کوچکترین ناراحتی ببینه..کسی که با تمام وجود دلتنگشم و ساکن و صاحب قلبم
(صاحب قلبی که بخاطرش بارها خورد و له شد ولی هنوز میتپه)
چیزهایی که نمی تونم به خودش بگم
می نویسم و میگذرد این روزها اما جاودانه می ماند یاد و خاطراتِ خوب ها
درد بی درمان شنیدی؟
حال من یعنی همین!
بی تو بودن،درد دارد!
می زند من را زمین
می زند بی تو مرا،
این خاطراتت روز و شب
درد پیگیر من است،
صعب العلاج یعنی همین!
"فریدون مشیری"
نوشته شده توسط ghazal در پنجشنبه نهم شهریور ۱۳۹۶ ساعت 7:41 موضوع | لینک ثابت
برچسب: شهریور,
نویسنده: غزل پورحسین